پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

273

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

داشتند ، عده‌اى از زنان رامشگر با دايره‌زنگىهاى خود روى زمين نشسته بودند و مرتبا مىزدند و مىخواندند و سرانجام ، بين قسمت خارجى سايبان‌ها و آخرين رديف مشعل‌ها ، عدهء زيادى از غلامان شاه با لباس‌هاى كوتاه ، ولى پرجلوه ، صف بسته بودند . وقتى كه ما در جاى خود نشستيم ، شاه ايستاده بود و از يك سوى مجلس به سوى ديگر مىرفت . گاه چراغ‌ها را مرتب مىكرد و گاه صراحىهاى شراب را كه در ظروف پر از يخ جاى داده بودند يا ساغرها و جام‌ها را ترتيب مىداد و غلام‌بچگان را به خدمت مهمانان مىفرستاد و به اين نيز اكتفا نمىكرد و خودش احيانا كارى را كه قاعدتا خدمتكار بايد انجام بدهد شخصا انجام مىداد ، مثلا موقعى به جلوى ما آمد و يكى از جام‌هايى را كه دور سفره چيده بودند برداشت و پر از شراب كرد و به سلامتى حاضران مجلس نوشيد . وقتى شاه به صورت خاصى خم شد تا شراب بريزد ، ياد شعر آن شاعر هجايى افتادم كه مىگويد : نه مستقيم بود و نه خم و نه نشسته . وى در موقع برداشتن تنگ شراب وضع خاصى داشت كه به آن نيم نشسته بايد گفت ، يعنى مانند كسى كه بخواهد قضاى حاجت كند و در عين حال نتواند بنشيند يا دستش را به جايى بگيرد . از اين عبارت معذرت مىخواهم ، ولى براى تجسم وضع جز اين چاره‌اى نبود . البته در ممالك ما مشاهدهء شاهى كه در ميان مهمانان مركب از نجبا و اعيان چنين رفتارى را بكند خيلى غيرعادى است ، ولى در اينجا چنين نيست . به هر حال شاه پس از اين‌كه شراب را نوشيد ، نزد امامقلىخان رفت و باز به همان طرز نيم نشسته ميان وى و خان تاتار قرار گرفت و زمانى با آن دو و كسانى كه نزديكشان بودند سخن گفت و سپس برخاست و به طرف مدخل چادر رفت و در آنجا نيز چندى با اسفندياربيگ و يوسف‌آقاى خواجه‌باشى شوخى كرد و با آنان شراب نوشيده و بعد باز هم بلند شد و در مجلس از سمتى به سمت ديگر رفت . وى گاه با اين و گاه با آن سخن مىگفت و در همان حال به دست خدمت‌گزاران ، براى مهمانان شراب مىفرستاد و در تمام حركاتش گذشته از مهربانى و تفقد شاهانه ، كمال دقت و توجه و تجربه پيدا بود . پس از آن‌كه شاه شراب نوشيد ، خدمت‌گزاران شراب دادن را آغاز كردند و چون سفره بسيار دراز بود ، براى هر دسته از مهمانان عده‌اى خدمت‌گزار تعيين شده بود . به خان تاتار و همراهانش ، در شاخ‌هاى حيوانات شراب دادند ، زيرا تاتارها و ازبكان معمولا در شاخ حيوانات شراب مىنوشند . براى خان تاتار در شاخى مرصع به الماس‌هاى گران‌بها ، كه در پيش روى او قرار داشت ، شراب مىريختند تا بنوشد . گزنفون نيز در زمان خود ناظر بوده است كه مردم آسياى